ASOO
۱ – از امروز به مدت چهار روز و هر روز به مدت ده دقیقه وقت خود را صرف هدفگذاری كنید.
( توجه : هدفهای خود رادر دفترچه ای یادداشت كنید)
2 – در هنگام انجام این تمرین مرتبا از خود بپرسید ، ( اگر مطمئن بودم كه به هر خواسته ای خواهم رسید و در هیچ زمینه ای شكست نخواهم خورد ، در آن صورت چه چیزی را می خواستم و چه می كردم ؟)
3 – خوش باشید و به عوالم كودكی بر گردید . در یك فروشگاه بزرگ اسباب بازی ، روی زانوی بابانوئل ( یا عمو نوروز ) نشسته اید . در آن حالت هیجان و انتظار ، هیچ خواهشی آنقدرها بزرگ نیست . بهای هیچ چیزی آنقدرها گزاف نیست. همه چیز در دسترس است...
روز اول : هدفهای مربوط به رشد فردی
احساس رفاه و دارندگی ، پایه ای است برای رسیدن به هر نوع موفقیت دیگر در زندگی
1 – پنج دقیقه فكر كنید و همه امكانات را در نظر بگیرید : دلتان می خواهد چه مطالبی را بیاموزید ؟ چه مهارتهایی را می خواهید فرا بگیرید ؟ چه خصلتهایی رامی خواهید در خود به وجود آورید ؟ دوستان شما چه كسانی باید باشند ؟ خود شما چه كسی می خواهید باشید ؟
2 – برای رسیدن به هر هدف مهلت معینی قائل شوید ( مثلا شش ماه ، یك سال ، پنج سال ، ده سال ، یا بیست سال).
3 – بزرگترین هدفی را كه می خواهید تا یك سال دیگر به آن دست یابید مشخص كنید.
4 – ظرف دو دقیقه شرح مختصری بنویسید و توضیح دهید كه چرا باید حتما و به طور قطع ظرف یك سال آینده به آن هدف برسید.
روز دوم : هدفهای شغلی واقتصادی
خواه آرزوی شما این باشد كه در رشته حرفه ای خود سر آمد و پیشتاز باشید و میلیونها بر ثروت خود بیفزایید و خواه علاقمند باشید كه به عنوان دانشجوی رشته تخصصی ، سرمایه ای از علم بیندوزید ، اكنون فرصت دارید كه نسبت به هدفهای خود اطمینان یابید.
1 – پنج دقیقه فكر كنید و همه امكانات را درنظر بگیرید. چه مبلغ پول می خواهید بیندوزید؟ از شغل خود و یا شركتی كه در آن كار می كنید چه انتظاراتی دارید ؟ درآمد سالانه مورد انتظار شما چقدر است ؟ چه تصمیمهایی در زمینه مالی باید بگیرید ؟
2 – برای رسیدن به هریك از هدف های خود مهلتی قائل شوید( مثلا شش ماه ، یك سال ، پنج سال ، ده سال، یا بیست سال).
3 – بزرگترین هدفی را كه می خواهید ظرف یك سال آینده به آن دست یابید مشخص كنید.
4 – ظرف دو دقیقه شرح مختصری بنویسید و توضیح دهید كه چرا باید حتماٌ ظرف یك سال آینده به آن هدف برسید.
روز سوم : هدفهای تفریحی و ماجراجویانه
اگر از نظر مالی هیچ محدودیتی نداشتید ، دلتان می خواست چه كنید و یا چه چیزهایی را داشته باشید ؟ اگر هم اكنون یك غول جادویی در مقابل شما حاضرمی شد تا شما را به آرزوهاتان برساند چه آرزویی می كردید ؟
1 – پنج دقیقه فكر كنید و همه امكانات رادر نظر بگیرید . دلتان می خواهد چه چیزهایی را بسازید یا بخرید ؟ دلتان می خواهد در چه اتفاقاتی حضور داشته باشید ؟ به چه ماجراهایی علاقمند هستید ؟
2 – برای رسیدن به هر یك از هدفهای خود مهلت معینی قائل شوید( مثلا شش ماه ، یك سال ، پنج سال ، ده سال ، یا بیست سال).
3 – بزرگترین هدفی را كه می خواهید ظرف یك سال آینده به آن دست یابید مشخص كنید.
4 – ظرف دو دقیقه ، شرح مختصری بنویسید و توضیح دهید كه چرا باید بطور قطع ظرف یك سال آینده به آن هدف برسید
روز چهارم : هدفهای معنوی و اجتماعی
اكنون فرصت دارید كه اثری از خود باقی بگذارید. میراثی به وجود آورید كه تغییری واقعی در زندگی دیگران پدید آورد.
1 – پنج دقیقه فكر كنید و همه امكانات رادر نظر بگیرید.چه خدمتی از شما ساخته است ؟ در چه اموری و به چه كسانی می توانید كمك كنید ؟ چه چیزهایی را می توانید ایجاد كنید ؟
2 – برای رسیدن به هر یك از هدفهای خود مهلت معینی قائل شوید ( مثلا شش ماه ، یك سال ، پنج سال ، ده سال ، یا بیست سال).
3 – بزرگترین هدفی را كه می خواهید ظرف یك سال آینده به آن دست یابید مشخص كنید.
4 – ظرف دو دقیقه ، شرح مختصری بنویسید و توضیح دهید كه چرا باید بطور قطع ظرف یك سال آینده به آن هدف برسید.
هرگز هیچ هدفی را رها مكنید ، مگر اینكه ابتدا قدم مثبتی درجهت تحقق آن برداشته باشید. هم اكنون لحظه ای فكر كنید و اولین قدمی را كه باید در جهت رسیدن به هدف بردارید مشخص سازید. برای اینكه پیشرفت كنید ، چه قدمی را باید امروز بردارید ؟حتی یك قدم كوچك ( مثلا زدن یك تلفن ، یك قول ، و یا یك برنامه ریزی مقدماتی ) شما را به هدف نزدیكتر می كند . آنگاه كارهای ساده ای را كه باید از امروز تا ده روز دیگر انجام دهید، به صورت برنامه ریزی به روی كاغذ بیاورید. این برنامه ده روزه ، یك رشته عادتها رادر ما ایجاد می كند و نیروی محركه توقف ناپذیری را به وجود می آورد كه موفقیت دراز مدت شما را تضمین می كند. از هم اكنون شروع كنید!
اگر یك سال دیگر ، به همه هدفهای خود برسید چه احساسی خواهید داشت ؟ چه نظری نسبت به خودتان پیدا خواهید كرد ؟ زندگی را چگونه خواهید دید ؟ پاسخ با این سئولات باعث می شود تا دلایل قاطعی برای رسیدن به هدف پیدا كنید . اگر بدانید كه چرا باید كاری را انجام دهید ، چگونگی انجام آن به آسانی معلوم خواهد شد.
از فرصت استفاده كنید و چهار هدف یك ساله خود رامشخص سازید. زیر هریك از هدف ها ، در یك پاراگراف شرح دهید كه چرا مطلقا خود را مقید می دانید كه ظرف یك سال به آن هدف ها نایل شوید.
رمز رسیدن به هدف ها، شرطی كردن ذهن است . دست كم روزی دوبار ، هدف هایی را كه نوشته اید بررسی كنید. آنها را در جایی قرار دهید كه هر روز چشمتان به آنها بیفتد : مثلا در دفتر یادداشتهای روزانه ، روی میز كار ، در كیف پول یا روی آینه دستشویی كه در هنگام اصلاح صورت آنها را ببینید . به خاطر داشته باشید كه اگر دائما راجع به چیزی فكركنید و افكار خود راروی آن متمركز سازید ، به سوی آن حركت می كنید . این، راهی ساده و بسیار پر اهمیت برای برنامه ریزی نظام فعال كننده شبكه ذهنی (RAS ) است.
اگر تلاشتان برای رسیدن به هدف ، عبث به نظر رسید ، آیا باید هدف خود را تغییر دهید؟ پاسخ مطلقا منفی است!
پشتكار، ارزشمندترین عامل شكل دهنده كیفیت زندگی است و حتی از استعداد نیز مهمتر است . به هر حال هیچكس تاكنون صرفا به علت داشتن علاقه به هدفی نرسیده است . انسان باید خود رامتعهد و پابند كند . آیا ممكن است كه در اثر یك شكست موقتی، بینش و توانائیهای پیدا كنیم كه در آینده حتی به موفقیتهای بزرگتری دست یابیم ؟ مسلم است ! ...
اكنون به تلاشهای ظاهرا ( بی ثمر) گذشته خود بنگرید و ببینید از آنها چه آموخته اید ؟ چگونه می توانید با استفاده از این بینشها ، چه در زمان حال و چه در آینده موفقیت های بزرگی كسب كنید ؟
همه افراد موفق ، آگاهانه یا ناآگاهانه از فرمول مشابهی برای رسیدن به هدفهای خود استفاده می كنند . شما هم برای رسیدن به خواسته های خود این چهار دستور ساده را بكار بندید.
خيلی از ما ادعا میكنيم كه هرگز اوقاتمان را تلف نمیكنيم. جملاتی از قبيل "من استاد سازماندهی هستم" و "من دقيقا میدانم كجا هستم و چه میخواهم بكنم" از زبان بسیاری از ما شنيده میشود. اما اگر حقيقتا چنين احساسی داريد، بنابراين در اقليت هستيد، چون اغلب مردم وقتی يك روز از کارهای خود نتيجه نگيرند مايوس میشوند. ما دوست داريم در طی روز تا آنجا كه میشود كارهای بيشترو مفید تری انجام دهيم.
تفكر و ايدهی مديريت زمان بيشتر از صد سال است كه وجود دارد ، اما متاسفانه واژهی مديريت زمان يا Time Management به اشتباه به معنی كاری كه شخص توانايی انجام آن را دارد تلقی میشود ، در حالیكه زمان، مديريت نمیشود و تحت كنترل ما نيست، بلكه ما تنها خودمان و نحوه ی استفاده از زمان را مديريت میكنيم. در حقيقت مديريت زمان، يك جور خود مديريتی ست (Self Management). جالب اينكه مهارتهايی كه برای مديريت خودمان به كار میبريم همانهايی هستند كه برای مديريت بر ديگران نياز داريم ؛ مثل توانايی برنامهريزی (ability to Plan)، تفويض اختيار (Delegate)، سازماندهی (Organizing)، هدايت (Directing) و كنترل (Control) داشتن هدف ( mission )
برای شروع فرآيند مديريت زمان، دانستن اينكه چه جنبههايی از مديريت شخصی ما نياز به بهبود دارند مهم است. در ادامه، مهمترين دلايل كاهش اثربخشی هنگام كار را مطالعه خواهید کرد . آنهايی را كه باعث ايجاد بزرگترين موانع در كار شما میشوند علامت بزنيد. به اين عوامل، دزدان زمان گفته میشود.
به مسائل زير دقت کنيد، بسيار از راهبران و مديران به آنها "دزدان زمان" مي گويند :
- تلفن هايي که بصورت وقفه (Interruption) در حين انجام کار به شما زده مي شود.
- افرادي که بی وقفه در حين انجام کار وارد معرکه مي شوند و کار شما را متوقف مي کنند.
- جلسات غير ضروري.
- کارهايي که مي توانيد به ديگران محول کنيد ولي با کمال تعجب اين کار را نمي کنيد.
- شک و دو دلي در اتخاذ تصميم و ايجاد يک مشغوليت ذهني براي اينکار.
- تمام نکردن کارها بصورت کامل و سر و کله زدن با تعداد زيادي کار نا تمام.
- صحبت کردن با گروه براي به تفاهم رسيدن در حالي که مي توان با نمايند آن گروه به تنهايي صحبت کرد و به تفاهم رسيد.
- ادامه دادن صحبت هايي که به نتيجه مفیدی منجر نمي شوند.
- نداشتن برنامه کاري روزانه.
- دخالت در کارهاي تخصصی در حالي که آگاهي تخصصی لازم را نداريد.
- خسته بودن و استرس داشتن.
- نا تواني در "نه" گفتن.
- ميز و محيط کاري شلوغ داشتن.
... شما با کمي دقت به مواردي که در بالا به آنها اشاره شد بسادگي خواهيد ديد که چگونه مي توانيد نکات بالا را مديريت کنيد. اگر دقت کنيد بسياري از موارد مطرح شده ، خود ، از جمله کليد هايي براي رفع مشکلات ديگر مي باشند، بعنوان مثال تلفن براي ايجاد ارتباط سريع راه دور مي باشد، ورود افراد به اتاق شما يا برگزاري جلسات عموما" براي هماهنگي انجام کارها مي باشد و ... که به دليل عدم استفاده صحيح نه تنها کمکي در حل مشکلات ما نخواهند کرد بلکه خود براي ما مشکل جديدي خواهند آفريد.
برخي ديگر از موارد ذکر شده به ضعف برنامه ريزي و توانايي هاي شخصي خودمان برمي گردد، مانند عدم توانايي "نه" گفتن، نداشتن برنامه کاري، محيط کاري شلوغ و کثيف، ناتواني در به نتيجه رساندن بحث ها و ... که همه و همه به محدوديت توانايي ما برمي گردد.
راه حل بسيار ساده مي باشد، از يکطرف بايد توانايي هاي خود را بشناسيم و در حد خودمان از توانايي هايمان استفاده کنيم و از طرف ديگر بايد در رودربايستي را کنار بگذاريم. بايد تمرين کنيم که "نه" بگويم، وارد هر کاري نشويم، اگر سرگرم انجام کار مهمي هستيم تلفن هاي غير ضروري را جواب ندهيم يا افراد متفرقه را به حضور نپذيريم و ....
مشاهده مي کنيد که موضوع آنقدرها هم پيچيده يا دشوار نيست و شما با کمي سعي و اراده خواهيد توانست بهترين استفاده را از وقت خود بکنيد.
تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه ای افتاد.او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد.اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذراند کسی نمی آمد.سرانجام خسته و ازپا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و دارایی های اندکش را در آن نگه دارد.اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود ، به هنگام برگشت دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. متأسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیز از دست رفته بود.
از شدت خشم و اندوه درجا خشکش زد و فریاد زد: خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟
صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید.کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد.
مرد خسته، از نجات دهندگانش پرسید : شما از کجا فهمیدید من در اینجا هستم؟ آنها جواب دادن، ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم!
وقتی که اوضاع خراب می شود ، نا امید شدن آسان است ولی ما نباید دلمان را ببازیم ، چون حتی در میان درد و رنج، دست خدا در کار زندگی مان است.
پس به یاد داشته باش دفعه دیگر اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد، ممکن است دودهای برخاسته از آن علائمی باشد که عظمت و بزرگی خدا را به کمک می خواند.
